عشق مانند هوا در همه جا جاریست به یاد دیدن آن غروب رویایی در برابر دریایی که نگاهمان را در هم گره زد ... ملیکای تو
+ نوشته شده در Tue 27 May 2008ساعت توسط ملیکا و پرهام |
تقدیم به ملی دلم که این روزا عجیب عاشق ترم و هنوز مبهوتم از اینکه کنارمه ... دستای عشق تو دستمه ... مثل یه رویا روی ابرا می مونی خانم گل پرهام خودت
![]()
+ نوشته شده در Tue 13 May 2008ساعت توسط ملیکا و پرهام |
سلام به همه
اول از همه ی مهربونایی که میان و سر میزنن و مطلب مینوسن برای من و ملیکا تشکر میکنم و معذرت میخوام که به علت وقت کم نمیتونیم به موقع محبتشون رو پاسخ بدیم. دوم اینکه خیلی دوستتون داریم . سوم هم این پست رو با تمام عشق تقدیم میکنم به ملیکا خانم همسر عزیزم که فرشته ی خونه ی دل منه توی دلواپسی دقیقه هایم به تو می اندیشم که مهربانتر از همیشه به من نگاه میکنی با تو بودن قشنگ ترین اتفاق اتفاق خلقتم بوده است ملیکای دلم![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در Mon 21 Apr 2008ساعت توسط ملیکا و پرهام |
تقدیم به همسفر راه زندگی ام که تکیه گاه امن دلواپسی هامه . تقدیم به پرهام دلم تو را نگاه می کنم که خفته ای کنار من پس از تمام اضطراب عذاب و انتظار من تو را نگاه میکنم که دیدنی ترین تویی و از تو حرف می زنم که گفتنی ترین تویی من از تو حرف می زنم شب عاشقانه می شود تو را ادامه می دهم همین ترانه می شود تا آخرین نفس عاشقت ... ملیکای تو ...
+ نوشته شده در Fri 11 Apr 2008ساعت توسط ملیکا و پرهام |
سلام ملی جان . اامروز که ز خواب بیدار شدم تا به سر کار برم خیلی دلم می خواست تو رو هم بیدار کنم تا با هم صبحانه بخوریم . مثل روزهای اول ازدواجمون . ولی تو شب قبل بخاطر مهمونی که بخاطر دوستای من برگزار شده بود حسابی خسته بودی و توی خواب عمیقی بودی . دلم نیومد عزیزم بیدارت کنم . ملی توی خوای مثل فرشته ها شده بودی . ملی نازنینم تو که میدونی قشنگ ترین فرشته ی منی . فرشته خانم بگو چی شده که دارم از ناراحتی میمیرم . همیشه عاشقت پرهام تو و البته قابل توجه همه : پرهام میناسرشت 
راستی احساس میکنم دو سه روزه چیزی ناراحتت کرده . بخاطر همین خیلی ناراحتم و بیشتر همکارا توی بانک میگن حواسم پرته . اگه من حرفی زدم ازت معذرت می خوام و دستاتو می بوسم . ملی من بگو چی شده؟![]()
+ نوشته شده در Mon 7 Apr 2008ساعت توسط ملیکا و پرهام |

توضیح : سلام![]()
این وبلاگ تنها یک روز است که تاسیس شده و مدیریت آن به عهده ی من و همسرم پرهام است . اما در طی این یک روز پیغام های زیادی مبنی بر اینکه این وبلاگ قبلا به صورت دیگری بوده دریافت می کنیم . پس از تفکرات زیاد من و پرهام به این نتیجه رسیدیم که احتمالا قبلا این آدرس متعلق به شخص دیگری بوده که آن وبلاگ را حذف کرده و ما بعد از ایشان به همین آدرس وبلاگ دیگری تاسیس کردیم . پس اگر قصد پرسیدن این سوال را دارید صرف نظر کنید و در عوض در مورد وبلاگ من و همسرم نظر بدهید . در ضمن اگر اطلاعاتی از حال و هوای قبلی این وبلاگ دارید به ما هم بگید که مطلع شیم . ممنون .
از همه ی شما دوستان هم متشکریم که به خانه ی جدید ما سر می زنید .
ملیکا و پرهام
تقدیم به همسرم که شانه هایش تکیه گاه بی قراری های من است![]()
**
برای پروانه شدن یک قطره اشک کافیست همسفر
برای سوختن یک جرقه کفایت می کند
برای عاشق شدن یک نگاه بس است
با من بگو طعم قهوه ی چشمانت را از کجا آورده ای؟![]()
ملیکای تو
+ نوشته شده در Sat 5 Apr 2008ساعت توسط ملیکا و پرهام |
| |||||||